خطا
  • JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 531

اسناد منتشر نشده تاریخی
بررسی موقعیت اجتماعی سازمان منافقین از ابتدای انقلاب ۵۷

منافقین همواره برای فریب عناصر داخلی خود به این مسئله تکیه می کردند که در فضای اجتماعی ایران هوادارانی دارند،اما اسناد سالهای ابتدایی انقلاب نیز نشان می دهد که در آن ایام هم چنین ظرفیتی در آنها وجود نداشته است.

به گزارش موسسه راهبردی دیده بان ،بازخوانی اسناد تاریخی در سالهای که پیش روی داریم می تواند اقدام جالبی در مواجه با تحریف ساختاری تاریخ ایران، که توسط شبکه های ماهواره ای و گروه های معارض بصورت جدی پیگیری می شود،باشد.

نشریه رویدادها و تحلیل که از ماه های آغازین انقلاب اسلامی تواست برخی فعالان و روزنامه نگاران عرصه رسانه ای آن ایام بصورت مستمر منتشر می گردید،از جمله اسنادی تاریخی است که علاوه بر اینکه تاکنون هیچ یک از نهادها و رسانه های داخلی اقدامی در جهت انتشار محتوای آن نکرده اند،مطالب ناب و تحلیل های دقیقی از روزهای سخت انقلاب در مواجهه با گروهک ها و جریان های سیاسی دارد.

متن زیر به تحلیلی دقیق در دهه 1360 اشاره دارد که نکات مربوط به عدم پایگاه مردمی منافقین را در خود گنجانده است.

یک جریان سیاسی برای ادامه ی حیات خود ضرورتاً به عواملی نیازمند است که داشتن پایگاه مردمی یکی از بااهمیت‌ترین آن‌ها است. فقدان پایگاه مردمی می‌تواند ناشی از دو حالت جداگانه با مختصات متفاوت باشد. ممکن است یک جریان سیاسی به‌این‌علت که مردم از ماهیت آن بی‌اطلاع بوده و یا شناخت اطمینان آوری نسبت به آن نداشته باشند فاقد پایگاه مردمی باشد. در این حالت قضاوت در مورد آینده این جریان و اینکه آیا موردپذیرش مردم واقع خواهد شد یا نه موکول به زمانی است که مردم نسبت به آن شناخت پیداکرده و با معیارهایی که در اختیار دارند به سنجش و ارزیابی آن پرداخته باشند بنابراین نداشتن پایگاه مردمی درصورتی‌که ناشی از علت فوق باشد نمی‌توان آن را پایان زندگی سیاسی یک گروه تلقی کرد.

یک جریان نفاق شاید بتواند در شرایط عادی و جوی معمولی برای مدت مدیدی دوام آورده و واقعیت آن بر مردم پوشیده بماند.

حالت دوم هنگامی است که عدم پذیرش مردم به علت آگاهی ایشان از ماهیت یک جریان سیاسی است. بدین معنی که عملکردها و حرکت‌های آن موجب انزجار مردم شده است. نفرت عمومی نسبت به سازمان و طرفداران آن ناشی از حالت دوم بوده است. مروری اجمالی بر حرکت منافقین از آغاز انقلاب و همسوئی مدام آن‌ها با امپریالیزم آمریکا و دشمنی آشکاری که نسبت به اسلام و مردم از خود نشان داده بودند می‌توانست دلیل روشنی برای انزجار و نفرت مردم از آنان باشد. اصولاً یک جریان نفاق شاید بتواند در شرایط عادی و جوی معمولی برای مدت مدیدی دوام آورده و واقعیت آن بر مردم پوشیده بماند. ولی آنچه رسوایی سازمان منافقین را سرعت بخشید موقعیت ویژه و استثنایی انقلاب اسلامی بود. بدین معنی که انقلاب اسلامی نمی‌توانست

برای استکبار جهانی قابل‌تحمل باشد. و لذا از بدو پیدایش آماج توطئه‌های پی‌درپی و کینه‌توزی‌های آشکار و پنهان امپریالیزم آمریکا قرارگرفته بود. مردم مسلمان نیز به تبعیت از امام سرسختانه و با ایثار جان به مقابله برخاسته بودند و طبیعی است که در این حالت موارد حساس و مقاطع تعیین‌کننده‌ای پیش می‌آید که گروه‌ها مجبور می‌شوند نسبت به آن موضعی اتخاذ کنند. خصوصاً اینکه موارد مزبور از انواعی باشند که موضع‌گیری نسبت به آن‌ها الزامی باشد. در این مقاطع حساس و تعیین‌کننده است که واقعیت‌ها آشکارشده و میزان پایبندی و اعتقاد واقعی هر کس به شعارهایی که در حالت عادی به‌راحتی از آن دم می‌زده است مشخص گشته و مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

گروه‌هایی مثل پیکار فدائیان خلق و... به علت اینکه پوشش اسلامی نداشتند خود را ملزم به رعایت برخی از ملاحظات! که سازمان به علت داشتن پوشش اسلامی مجبور به رعایت آن‌ها بود نمی‌دیدند.

افراد و گروه‌های فراوانی بودند که به‌قول‌معروف غلط نداشتن آن‌ها فقط به‌این‌علت بود که تابه‌حال دیکته‌ای ننوشته بودند. انقلاب اسلامی و پایداری و جانبازی مردم در دفاع از آن از یک‌سو و حملات متعدد و متنوع و آشکار و نهان آمریکا از سویی دیگر نه‌تنها ایران بلکه تمامی منطقه را به آزمایشگاهی مبدل کرده بود که ماهیت جریانات و افراد همراه با شعارها و ادعاهایشان در بوته‌های آزمایش آن عیارسنجی می‌شدند. سازمان منافقین اگرچه تقلای فراوانی می‌کرد تا چهره‌ی واقعی خود را ازنظر تیزبین مردم پنهان دارد ولی اجباراً در این بوته‌ی آزمایش واردشده بود و تمامی شعارهایش کاذب و دروغین از آب درآمده بودند. سازمان به علت ماهیت منافقانه‌اش مجبور بود در چند صحنه به بازی بپردازد.

به‌عنوان‌مثال از سویی مجبور بود خود را مسلمان جلوه دهد و از سوی دیگر لازمه‌ی این ادعا مخالفت کردن با دشمنان اسلام بود ولی ازآنجاکه داعیهٔ اسلامی بودن تنها شعاری تاکتیکی و به‌منظور فریفتن هواداران ساده‌لوح مطرح گردیده و اصالتی نداشت سازمان نمی‌توانست در مقاطع تعیین‌کننده روی آن تکیه کرده و متحدین استراتژیک خود را ناراضی کند. (منافقین) هنگامی‌که با مؤمنین روبرو می‌شوند می‌گویند ما ایمان آورده‌ایم و وقتی با شیاطین خود خلوت می‌کنند، می‌گویند ما با شماییم (سوره بقره-آیه 14). سازمان منافقین همان‌طور که معمول جریانات دو چهره است ازآن‌جهت که مردم مسلمان بودند مجبور بود تا به اسلامی بودن تظاهر کند. و سایر داعیه‌های آن نیز مبنی بر اعتقاد به ارزش‌های موردقبول مردم از همین قبیل بوده‌اند.

اما چهره‌ی واقعی سازمان در بسیاری از موارد به‌طور اجتناب‌ناپذیری آشکار می‌گشت. به‌عنوان نمونه گروه‌هایی مثل پیکار فدائیان خلق و... به علت اینکه پوشش اسلامی نداشتند خود را ملزم به رعایت برخی از ملاحظات! که سازمان به علت داشتن پوشش اسلامی مجبور به رعایت آن‌ها بود نمی‌دیدند و از سوی دیگر گروه‌های مزبور به پاره‌ای از مصلحت‌اندیشی‌های! سازمان و مماشات! آن خرده گرفته و انتقاد می‌کردند و سازمان مجبور بود تعداد زیادی از صفحات نشریه خود را برای توضیح دادن به آن‌ها اختصاص دهد، نگاهی به توضیحاتی از این نوع نشان می‌دهد که در تمامی آن‌ها منافقین کوشیده‌اند تا به‌طرف مقابل بفهمانند که به علت وضعیت خاص و شرایط موجود مجبور به تظاهر هستند و هنوز زمان دریدن پرده‌ها فرانرسیده است.

مثلاً در جواب پیکار که سازمان را به خاطر مماشات کردن با نظام جمهوری اسلامی موردانتقاد قرار داده بودند می‌گوید: به‌هرحال ولو به‌صورت موضعی بایستی به تمایلات مردم احترام گذاشت (نشریه منافق شماره 114). سازمان نفاق حرکت‌های چند جهتی را ایجاب می‌کرد و به همین علت واقعیت نفرت‌انگیز آن از دید تیزبین مردم مسلمان پنهان نمانده بود.

مردم از آغاز انقلاب هم‌سویی و هم‌نوایی سازمان با دشمنان اسلام و مردم را شاهد بوده‌اند و اصلاً شتاب عظیم انقلاب اسلامی به‌کرات و دفعات سازمان را بر سر دوراهی‌هایی قرار داده بود که الزاماً بایستی یکی از آن‌ها را انتخاب می‌کرد و امت مسلمان با نظاره بر این انتخاب‌ها ماهیت این گروه را کشف کرده بود. لذا شعارهایی نظیر اسلامی بودن، خلقی بودن و ضد امپریالیسم بودن که با بوق و کرنا سعی در قبولاندن آن می‌شد از ارزش و اعتبار افتاده بود.

سازمان نفاق حرکت‌های چند جهتی را ایجاب می‌کرد و به همین علت واقعیت نفرت‌انگیز آن از دید تیزبین مردم مسلمان پنهان نمانده بود.

قرآن کریم در مورد منافقین خصوصیتی را مطرح می‌کند که حائز اهمیت زیادی بوده و وصف‌الحال سازمان است: منافقین از آن می‌ترسند که خداوند سوره‌ای بفرستد که آنچه درون آن‌هاست بر آن‌ها آشکار سازد. بگو اکنون تمسخر کنید و خدا ازآنچه می‌ترسیدید به سر شما خواهد آورد (سوره توبه-64). با انقلاب اسلامی این سوره نازل‌شده و آنچه منافقین همواره از آن وحشت داشتند به وقوع پیوسته بود ناامیدی منافقین از مردم و افشای واقعیت نفرت‌انگیز سازمان پیوستن به اردوگاه امپریالیزم را سرعت بخشید.




انتهای متن/

یکشنبه, 04 مرداد 1394 ساعت 15:08

نظر شما

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید