به ارزش کاه، به بزرگی کوه
بررسی کاربرد تکنیک برجسته سازی در الگوهای فرآیندی خبر

شیوه‌ برجسته سازی به رسانه‌ها کمک می‌کند که به جای اینکه به مخاطب القا کنند که «چگونه فکر کند» به وی القا کنند که «به چه چیزی فکر کند.»

 به گزارش دیده بان، در عصر حاضر و با وجود فناوری‌های نوین ارتباطی، شیوه‌های شکل‌دهی سنتی به افکار عمومی با تغییرات اساسی مواجه شده است و امپریالیسم رسانه‌ای غرب نیز با استفاده از این روش‌های پیچیده و نوین به فریب و اقناع افکار عمومی جهان می ‌پردازد.

نتایج مؤثر این روش‌ها باعث شده که سرمایه‌گذاری‌های غرب برای سلطه بر کشورهای مختلف از تمرکز بر اشکال سخت و زور فیزیکی به شیوه‌های نرم و تغییر ساختاری رفتار تغییر پیدا کند.

بررسی رفتار و تکنیک‌های رسانه‌های غربی فارسی زبان نمونه‌ای روشن از شیوه‌های نوین غرب برای مهندسی افکار عمومی را پیش روی قرار می‌دهد. یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها شبکه‌های ماهواره‌ای ضدانقلاب مانند بی‌بی‌سی فارسی، صدای آمریکا، رادیو زمانه، من‌و‌تو و گروه شبکه‌های جم هستند که اگر چه هرکدام با ادبیاتی مختص به خود به تولید و انتشار اخبار می‌پردازند، اما در برخی از شیوه‌های عملیات روانی از الگویی مشترک بهره می‌برند.

مطلب پیش رو یکی از تکنیک‌های پیشرفته و البته پرکاربرد شبکه‌های ماهواره‌ای به نام «برجسته‌سازی» را بررسی می‌کند و از آنجا که این شیوه بیش‌ترین کاربردش در برنامه‌های خبری است، تمرکز ویژه در این مقال بر روی الگوهای فرآیندی خبر از جمله نحوه انتخاب موضوع، تولید و چگونگی انتشار قرار گرفته است.

در وهله اول برای نمایش شیوه برجسته‌سازی نیاز به مقایسه‌ای اجمالی میان اخبار این قبیل شبکه‌های ماهواره‌ای با اخبار پخش شده از سیمای جمهوری اسلامی ایران داریم. قید اجمالی در این بررسی نیز از آن جهت ذکر شده که هر مخاطب عمومی خبر نیز می‌تواند اولین تفاوت موجود میان خبرهای سیمای ملی ایران و شبکه‌های فارسی زبان غربی را تشخیص دهد. به این نحو که در اخبار پخش شده از سیمای جمهوری اسلامی اولویت بر ارزش خبری «شهرت» بوده و سعی شده است تا اخباری را که این ارزش ویژه خبری را دارا می‌باشند با فراوانی بیشتر و همچنین اولویت بالاتر پخش کنند. اما در مقابل بررسی اتاق خبر من‌وتو، بخش‌های مختلف بی‌بی سی فارسی و خصوصاً صدای آمریکا نشان می‌دهد که ارزش خبری «تضاد و برخورد» اولین اولویت اخبار در مورد ایران را تشکیل می‌دهد. اخبار مربوط به تحریم علیه ایران، تقابل نظامی و تهدیدات منطقه‌ای و بین‌المللی در برابر ایران، مسئله هسته‌ای و اختلافات داخلی نمونه‌های آن است. پخش این‌گونه اخبار به خودی خود تصویری منفی از ایران را برای مخاطب داخل و خارج کشور روایت می‌کند و این در حالی است که فارغ از رویکرد و نوع ارائه خبر، همین خبرها با درصدی منطقی و متعادل در کنداکتور خبر رسانه ملی نیز وجود دارد و به همین جهت نمی‌توان رسانه‌ داخلی و بخش‌های مختلف خبری آن را به سانسور اخبار منفی در مورد ایران متهم کرد.

مرحله دوم از پروسه برجسته‌سازی نیاز رسانه به انتشار اخبار تولیدی بیشتر است تا بتواند درصد بالای خبرهای منفی در مورد ایران را تأمین کند. توضیح دقیق‌تر اینکه رعایت یک تعادل منطقی در انتشار اخبار تولیدی و غیر تولیدی (با درصد حدود 50-50) نمی‌تواند القای فضای منفی در مورد ایران را آن‌طور که رسانه‌های فارسی زبان ضدانقلاب در دستور کاردارند تأمین کند، زیرا اساساً رویدادها و تحولات منفی در مورد ایران هیچ‌گاه درصد فرآوانی مورد نیاز شبکه‌های معاند را نداشته است. از این رو بررسی خبرهای بی‌بی‌سی فارسی نشان می‌دهد که نسبت تولید خبر به خبرهای غیر تولیدی در حدود 70 به 30 به سود خبرهای تولیدی است. هرچند در برنامه‌های خبری نظیر اتاق خبر شبکه من‌وتو اثری از خبرهای تولیدی نیست و فقط به بازانتشار خبرهای دیگر رسانه‌های مکتوب و اینترنتی اکتفا می‌شود، اما در آنجا نیز گزینش خبرهای منفی و انتقادی در مورد ایران نوعی از برجسته‌سازی فضای منفی علیه ایران است.

برای درک بهتر اهداف در شیوه برجسته‌سازی می‌توان اینگونه گفت که رسانه‌ها در کسب بهترین نتیجه از اقدامات عملیات روانی می‌خواهند که افکار عمومی را طوری مهندسی کنند که در واقع برای مخاطبین تصمیم بگیرند که چگونه فکر کنند. اما اینکه بتوان برای مخاطب تعیین کرد که چگونه فکر کند و در واقع باورهای ذهنی مخاطب را به طور مستقیم کنترل نمود در مورد همه مخاطبین نتیجه بخش نیست. بسیاری از مخاطبین رسانه به واسطه دریافت اطلاعات از رسانه‌های متنوع با رویکردهای مختلف و ایضاً هوش و قدرت درک بالا کمتر به دام این نوع از شیوه‌های عملیات روانی گرفتار می‌شوند. به همین دلیل شیوه‌ برجسته‌سازی به رسانه‌ها کمک می‌کند که به جای اینکه به مخاطب القا کنند که «چگونه فکر کند» به وی القا کنند که «به چه چیزی فکر کند.» این روش از یکسو به طور غیرمستقیم همان نتایج کلان رسانه در مهندسی افکار مخاطبین را به‌وجود می‌آورد و از سوی دیگر باعث می‌گردد که رسانه‌ها از تکنیک‌های توأم با دروغ‌گویی تا حد زیادی بی‌نیاز شوند.

مصادیق تکنیک برجسته‌نمایی در رسانه‌های ضدانقلاب را می‌توان در مقایسه اخبار آنها با خبرهای پخش شده از رسانه‌های غیر ایرانی بی‌طرف یا همسو با سیاست‌های ایران جستجو کرد. بدین ترتیب که در رسانه‌های بی‌طرف و همسو مشاهده می‌شود که خبرهای مربوط به ایران از یک تعادل نسبی در خصوص خبرهای منفی و مثبت برخوردار است. به عنوان نمونه در کنار خبرهای مربوط به تحریم و تهدیدات بین‌المللی علیه ایران همواره خبرهایی نیز در مورد مبارزه جمهوری اسلامی با جریانات تروریستی منطقه، کمک به دولت‌های همسایه در مبارزه با داعش و امثالهم، موفقیت‌های اقتصادی و علمی، انتخابات با مشارکت بی‌‌نظیر و... وجود دارد. اما بخش‌های خبری رسانه‌های ضدانقلاب فقط به انتشار گسترده‌ و پرتعداد خبرهایی علیه ایران بسنده می‌کنند.

به عنوان نمونه برنامه‌های مختلف شبکه ماهواره‌ای صدای آمریکا مملو از تاخت و تاز علیه سیاست‌های ایران و نظام حاکم بر کشور است و در همین راستا همواره مجموعه‌ای از انتقادات مطرح شده در مورد ایران در حوزه‌های مختلف نظیر حقوق بشر، تروریسم، اقتصاد و سیاست مطرح می‌‌گردد. حتی گاهی برای یک گروه ضد انقلاب که هیچ جایگاه رسمی و حقوقی در سطح بین‌المللی ندارد، فرصتی برای ابراز نظر و انتقاد از ایران آن هم با ادبیاتی بسیار تند ایجاد می‌گردد، اما نظرات رسمی ایران و انتقادات مسئولان رده بالای کشور در همین حوزه‌ها به سیاست‌های غربی و گروه‌های تروریستی ضدانقلاب هیچ‌گاه مطرح نمی‌شود.

نمونه دوم برنامه اتاق خبر شبکه من‌وتو است که تقریباً در هیچ یک از برنامه‌هایش اشاره‌ای به موفقیت‌های جمهوری اسلامی ایران در هیچ‌ حوزه‌ای اعم از اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی ندارد و صرفاً مشکلات، معضلات، تهدیدات، آسیب‌ها و... با رویکرد نمایش ناکارآمدی نظام حاکم بر ایران را بازگو می‌کند. این در حالی است که اگر بیشتر دقت کنیم، متوجه می‌شویم که نمونه‌های کم‌ تعداد اخبار مطرح شده در این برنامه در خصوص موفقیت‌های نظام ایران مربوط به مسائلی بسیار جزئی و معمولاً مردم‌محور محدود شده است. نتیجه این روش باعث می‌شود تا تماشای این برنامه به صورت متوالی وضعیتی نابسامان از ایران را در ذهن مخاطبین به نمایش بگذارد. این در حالی است که برخی خبرهای همین برنامه به مسائل بین‌المللی و گاهاً غیر مرتبط با ایران اعم از مسائل پولی و مالی اتحادیه اروپا، انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، برخی درگیری‌ها و اعتراضات در کشورهای غربی، اقدامات تروریستی در منطقه غرب آسیا و... اختصاص دارد که به منظور جامعیت در بسته خبری ارائه شده مورد استفاده قرار می‌گیرد. نگاهی به این قبیل خبر‌ها نشان می‌دهد که دقیقاً مخالف رویکرد گزینش خبرهای مربوط به ایران، این بار تعادل نسبی در مورد خبرهای مثبت و منفی وجود دارد و رویکردی تقریباً بی‌طرفانه برای خبررسانی اتخاذ شده است.

روش برجسته‌سازی در مورد شبکه بی‌بی‌سی فارسی اما حکایتی متفاوت‌تر از بقیه شبکه‌های ماهواره‌ای مخالف نظام ایران دارد و این نیز به دلیل رویکرد حرفه‌ای‌تر و مسلط‌تر این شبکه در حوزه عملیات روانی و رسانه‌ای است. در خبرهای بی‌بی‌سی نسبت خبرهای مثبت و منفی در مورد ایران تفاوت فاحش موجود در دیگر شبکه‌ها نظیر من‌وتو و صدای آمریکا را ندارد، اما انتخاب هوشمندانه خبرهای مثبت در مورد ایران باعث شده تا باز هم نتیجه نهایی بخش‌های مختلف این شبکه خبری القای فضای منفی در مورد ایران باشد.

یکی از روش‌های بی‌بی‌سی در برجسته‌سازی به این صورت است که در کنار مجموعه خبری خود بخش‌های متعددی از برنامه‌های گفتگو محور مانند پرگار، صفحه2 و به‌عبارت‌دیگر را دارد. در این برنامه‌ها بی‌بی‌سی به لطف میهمانان گزینشی‌اش همان رویکرد منفی در مورد ایران را دنبال می‌کند، اما با این تفاوت که هجمه انتقاد از ایران از زبان میهمانان این شبکه مطرح می‌گردد. با این حال رویکرد بی‌بی‌سی در این‌گونه برنامه‌ها را نیز می‌توان از ترکیب میهمانانش در موضوعات مختلف بدست آورد. به عنوان مثال در برنامه‌ای با موضوع ساواک و شکنجه در برنامه صفحه2 در یکسوی میز یک عضو سابق ساواک و یک نویسنده که سابقه تألیف کتابی در تطهیر ساواک را دارد می‌نشیند و در سوی دیگر میز دو تن از اعضای گروه‌های کمونیستی که پیش از انقلاب با رژیم پهلوی مبارزه می‌کرده‌اند قرار می‌گیرند. در این حالت اگر چه مطالبی در مورد شکنجه ساواک نیز در این برنامه مطرح می‌شود، اما نتیجه نهایی با درصدی غیرقابل انکار علیه جمهوری اسلامی ایران است که اساساً قرار نبوده در ردیف موضوعات مورد بحث قرار گیرد. در این حالت نه تنها هیچ نماینده‌ای از جریان اصیل و پیروز انقلاب در صحنه حضور ندارد، بلکه ارتباط تلفنی با میهمانان غیرحضوری و حتی هیچ نقل قول مطرح شده‌ای در این برنامه نیز به جریان اصلی انقلاب اختصاص نمی‌یابد و مخاطب در عین حال که تصور می‌کند با صحنه‌ای متوازن و منصفانه روبرو‌ است، نتیجه‌ای مطابق با خواست بی‌بی‌سی را استنباط می‌کند.

در انتها در تعریفی خلاصه می‌توان این‌گونه تحلیل کرد که تکنیک برجسته‌سازی در واقع نوعی پیشرفته از سانسور است که در آن بزرگ‌نمایی بخشی از اخبار مانع دیده‌شدن گروهی دیگر از رویدادها می‌گردد و در همین حال احساس بی‌طرفی را نیز در مخاطب شکل می‌دهد.




انتهای متن/

سه شنبه, 10 مرداد 1396 ساعت 11:18

نظر شما

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید