از دریچه ماهواره
شیوه بازنمایی گزینشی اخبار در شبکه‌های ضد انقلاب

برخی اندیشمندان مطالعات فرهنگی و رسانه‌ای معتقدند که یک رویداد یا یک خبر بدون اعمال هیچ نوع گفتمان و دخل و تصرف در گزینش و شیوه انتقال را می‌توان به عنوان «واقعیت موجود» در نظر گرفت.

 به گزارش دیده بان، در مطلب گذشته به معرفی، بررسی و شیوه به‌کارگیری یک تکنیک پیشرفته در عرصه ارائه اخبار و گزارشات خبری با عنوان «برجسته‌سازی» پرداختیم که ناظر بر این مفهوم بود که رسانه‌های ماهواره‌ای با استفاده از این تکنیک انتخاب می‌کنند که «چه مطالبی» را برای انتشار در اختیار مخاطبین خود قرار دهند و از این طریق با تعیین اینکه به چه چیزی فکر کنند به مدیریت افکار می‌پردازند.

اما در این مقال تکنیک دیگر از روش‌های عملیات روانی با استفاده از ابزار رسانه و مشخصاً خبر را مورد بررسی قرار می‌دهیم که به «بازنمایی» شهرت دارد و ناظر بر این مفهوم است که مطالب منتشر شده در قالب خبر «چگونه» ارائه شوند تا برداشتی مطابق با سیاست‌ها و اهداف رسانه مورد نظر در ذهن مخاطب ایجاد نماید.

برای شناخت مفهوم بازنمایی ابتدا باید عملکرد یک رسانه در «شیوه ارائه پیام»، محور بحث و بررسی قرار گیرد. به عبارت دیگر نحوه انعکاس یک موضوع، گفتمان مورد استفاده در فرآیند انتقال محتوا و ماهیت مباحث و مناظرات ارائه شده را می‌توان شیوه ارائه پیام در یک رسانه تعریف کرد. مسئله شیوه ارائه پیام به علاوه جوانب آن را می‌توان به عنوان بازنمایی تعریف نمود که در تعریف دقیق و جامع به نوعی مفهوم برجسته‌سازی یا انتخاب موضوع برای انتشار را نیز شامل می‌شود.

برخی اندیش‌مندان مطالعات فرهنگی و رسانه‌ای معتقدند که یک رویداد یا یک خبر بدون اعمال هیچ نوع گفتمان و دخل و تصرف در گزینش و شیوه انتقال را می‌توان به عنوان «واقعیت موجود» در نظر گرفت که با اضافه نمودن گفتمان و جهت، معنایی مطابق با میل راوی خبر پیدا می‌کند که همان مفهوم بازنمایی است. البته برخی دیگر نیز اعتقاد دارند که واقعیت خود به تنهایی دارای معنا نبوده و فقط از روش بازنمایی می‌توان به یک خبر معنا بخشید.

نظریه دوم که عمومیت بسیار بیشتری دارد نشان می‌دهد که بازنمایی چکیده نظرات یک رسانه بوده و دقیقاً نقطه مجادله دیدگاه‌های سیاسی است. درواقع مفهوم بازنمایی تشکیل دهنده تصویر ذهنی مخاطبین اخبار و رسانه‌ها بوده و تفاوت رسانه‌ها با یکدیگر در همین مفهوم نهفته است. با این فرض می‌توان اینگونه نیز نتیجه گرفت که رسانه‌ها آیینه انعکاس واقعیت‌ها نیستند و هر یک بنا به سیاست‌های خود از بازنمایی استفاده کرده و واقعیت را با ظاهری مطابق میل خود تغییر داده و منتشر می‌کند. البته غلظت استفاده از بازنمایی با همان گفتمان و جهت‌دهی به یک رویداد نیز از دیگر وجوه تفاوت رسانه‌ها با یکدیگر است. به این ترتیب که دو رسانه ممکن است از لحاظ دیدگاه کلان سیاسی و افق دید وابسته به یک سیاست باشند، اما بازنمایی به کار برده شده توسط هر یک با شدت و ضعف متفاوت بوده و در نتیجه معانی مختلفی از یک رویداد را القا نمایند.

این مسئله در مقایسه رسانه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان معاند انقلاب نیز به وضوح قابل درک و مشاهده است. زیرا ادبیات و گفتمان بی‌بی‌سی هیچ‌گاه شبیه به رسانه‌ای همچون صدای آمریکا یا «سیمای آزادی» (تلویزیون وابسته به گروهک منافقین) نبوده و حتی در ظاهر امر تفاوت‌های بنیادینی را نشان می‌دهد. میزان اعتماد مخاطب به محتوای ارائه شده از سوی یک رسانه و درصد موفقیت در القای ذهنی در مخاطبین نیز رابطه‌ای مستقیم به شیوه استفاده از مفهوم بازنمایی دارد. به نحوی که یک رسانه با استفاده هوشمندانه از این مفهوم مخاطبینش را قانع می‌کند که روشی بی‌طرفانه برای انتقال خبر را در پیش گرفته و دیگری در نگاه اول نیز نمی‌تواند مواضعش را پنهان کند!

بررسی مصداقی بازنمایی در رسانه‌های فارسی زبان ضد انقلاب می‌تواند جنبه‌های مختلف این مفهوم را بیش از پیش آشکار کرده و حتی تفاوت‌های جزئی و شباهت‌های کلان رسانه‌های مختلفی نظیر صدای آمریکا، بی‌بی‌سی فارسی، من‌وتو و... را نمایش دهد. هرچند مفهوم بازنمایی محدود به حوزه خبری نیست، اما بررسی این مسئله در تولیدات خبری تصویری ملموس‌تر از شیوه‌های استفاده از آن را نمایش می‌دهد.

به عنوان اولین مثال برنامه «اتاق خبر» شبکه من‌و‌تو یکی از مصادیق پرکاربرد بازنمایی در انتقال اخبار توسط یک رسانه‌ است. به این معنی که در این برنامه اگر چه خبر‌های درج شده در رسانه‌های داخل کشور گزینش و بازخوانی می‌شود و تحت عنوان مهم‌ترین رویداد‌های خبری در ایران نمایش داده می‌شود، اما استفاده پررنگ از مفهوم بازنمایی باعث می‌گردد که خبر تهیه شده توسط یک رسانه همسو با نظام مطابق با نظر و سیاست شبکه من‌و‌تو به عنوان یک خبر منفی علیه ایران منتشر گردد.

از جمله نمونه‌ خبرهای مورد توجه در این برنامه اخبار مربوط به برخورد با مصادیق بدحجابی و امنیت اخلاقی است که در روزنامه‌ها و خبرگزاری داخلی درج می‌شود. اما همین اخبار به‌عنوان مثال در خبرگزاری های مطرح داخلی از این دیدگاه مطرح شده که یک مصداق بر هم زدن امنیت اخلاقی و در واقع اقدامی خلاف قانون که آرامش روانی جامعه را برهم زده است با پیگیری پلیس مورد پیگرد و مواجهه قانونی قرار گرفته و با مصادیق آن به شکل قانونی برخورد شده است. این خبر در رسانه‌های داخلی معمولاً به عنوان یک نوید برای افکار عمومی به عنوان اصلی‌ترین مطالبه‌گران تأمین امنیت اخلاقی و مبارزه با موارد بدحجابی، خیابان‌گردی‌های توأم با مزاحمت برای شهروندان، مزاحمت‌های اخلاقی، میهمانی‌های شبانه ناهنجار و... عنوان می‌گردد. اما همین خبر در برنامه اتاق خبر با مقدمه‌ای یک جمله‌ای و توضیحی کوتاه بعد از آن به‌گونه‌ای عنوان می‌شود که به منزله تقابل با آزادی، ایجاد محدودیت‌های ضد حقوق بشری و تجاوز به حریم خصوصی برای شهروندان تلقی گردد. به عنوان مثال اتاق خبر من‌وتو در بیان این خبر این‌گونه عنوان می‌کند که دور تازه‌ای از برخورد‌های پلیس با جوانان در تهران، مشهد، اصفهان و دیگر شهرهای بزرگ آغاز شده و این مسئله باعث نارضایتی عمومی شهروندان شده است!

البته این بخش از خبر صحت دارد که قطعاً مرتکبین جرائم مربوط به امنیت اخلاقی که با برخورد پلیس مواجه شده‌اند، از این اقدام ناراضی بوده و حتی آن را مخل آزادی به حساب می‌آورند، اما برداشت صحیح از خبر زمانی به‌دست می‌آید که این مسئله با بررسی قانون در جمهوری اسلامی ایران، تبعات عدم توجه به مصادیق برهم زنی امنیت اخلاقی و مطالبه افکار عمومی از پلیس مورد بررسی قرار گیرد.

در نمونه‌ای دیگر در شبکه بی‌بی‌سی فارسی می‌توان به ماجرای قتل ستایش دختر 6 ساله افغانی اشاره کرد که سعی شد تصویری از یک نقض سیستماتیک علیه اتباع افغانی در ایران به نمایش گذارده شود. مقایسه نوع برخورد با این خبر در رسانه‌های داخل کشور و این شبکه انگلیسی ابعاد بیشتری از بازنمایی به سبک انگلیسی برای ایجاد شکاف میان ملت ایران و افغانستان را به تصویر می‌کشد. هرچند مرگ ستایش 6 ساله ضایعه‌ای دردناک برای ملت ایران و افغانستان به حساب می‌آمد، اما این خبر با توجه به ارزش خبری‌اش برای گستره پوشش خبری حد و حدود مشخصی دارد که در رسانه‌های داخل کشور بدان پرداخته شد. اما همین خبر در بی‌بی‌سی حجم بی‌نظیری از آنتن برنامه‌های مختلف این شبکه انگلیسی را به خود اختصاص داد و در نهایت بدون آنکه از نیت و هدف سر و صدای بی‌اندازه بی‌بی سی در رابطه با این خبر صحبتی شود، رسانه‌های ایران به سانسور خبر و تلاش برای محدود سازی دایره اطلاع‌رسانی در مورد آن محکوم شدند!

حاشیه‌های این خبر در رسانه‌های داخل کشور نیز متنوع بود که از جمله می‌توان دستور رسیدگی ویژه مقامات قضایی در ایران و رسیدگی به خانواده مقتول، ابراز تأسف خانواده قاتل، توجه ویژه و خودجوش همسایگان ایرانی خانواده ستایش به ماجرا و شرکت در مراسم خاکسپاری اشاره کرد. اما در این میان رفتار بی‌بی‌سی کاملاً مبتنی بر افروختن آتش اختلاف میان ملت ایران و افغانستان استوار شده بود. پوشش پررنگ خبر تجمع گروهی کوچک از مردم در افغانستان به منظور احقاق حق ستایش، سوابق درگیری افغان‌ها و ایرانی‌ها، وضعیت افغان‌ها در ایران با نگاه القای نقض حقوق افاغنه و همچنین سانسور احکام حکومتی برای ایجاد برخورداری‌های منحصر به فرد افاغنه در ایران مجموعه‌ای از بازنمایی این شبکه انگلیسی در برخورد با این خبر بود.

در مجموع می‌توان گستردگی استفاده از مفهوم بازنمایی در رسانه‌ها را برابر با گستردگی تعداد اخبار و برنامه‌های متنوع رسانه‌ها دانست که البته هر کدام با شدت و ضعفی متفاوت از این مسئله استفاده می‌کنند. این مفهوم که به هیچ وجه محدود به مطالب خبری نمی‌باشد می‌تواند در یک فیلم مستند نیز مورد استفاده قرار بگیرد که شامل فرآیند گزینش بخش‌هایی از واقعیت و نادیده گرفتن جنبه‌هایی دیگر از آن است. به طور کلی درک چند اصل کلی در مورد مفهوم بازنمایی می‌تواند شاخصه‌ای مهم برای شناخت آن و درک ابعاد آن باشد.

1. اول از همه باید بدانیم که بازنمایی مفهومی جدا از واقعیت است؛ هرچند که ممکن است بسیار به واقعیت نزدیک باشد، اما نمی‌توان آن را دقیقاً منطبق با واقعیت دانست.

2. باید بدانیم و بپذیریم که تلاش رسانه‌ها بر محور انعکاس واقعیت نبوده و اهم تلاش در یک رسانه مصروف بازنمایی جهان واقعی است.

3. و در نهایت اینکه اگر برای «واقعیت» چارچوبی مشخص، ابعاد و وجوهی درنظر بگیریم، کار بازنمایی انتخاب برخی از ابعاد و وجوه به علاوه حذف دیگر ابعاد و در نهایت ارائه واقعیت در چارچوبی جدید است.




انتهای متن/

سه شنبه, 17 مرداد 1396 ساعت 09:14

نظر شما

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید